بازرسي گوِِِِِشت

  

بازرسی سر

الف_سطح خارجی سر را بایستی از لحاظ بیماری های مثل اکتینو مایکوز .ملانوز.تومورها.ابسه و.... بررسی کرد

ب-سطح داخلی لب ها و لثه ها:این قسمت را جهت بیماری های چون  بیماری تب نزله ای بد خیم-تب برفکی

 -طاون گاوی-زردی و.... مورد بازرسی قرارداد

تب نزله ای بدخیم(MCF)

تب برفکی



برش عضلات داخلی وخارجی جوشی به موازات استخوان فک پایین بویژه جهت سیستی سرکوس بوویس



http://www.farsvet.ir/icarusplus/export/sites/default/fa/health/1/2/taoon1.jpg

طاعون گاوی



دام مبتلا به سل



ج_برش عضلات داخلی وخارجی جوشی به موازات استخوان فک پایین بویژه جهت سیستی سرکوس بوویس

د-برش 4 جفت غدد لنفاوی شامل بنا گوشی _تحت فکی_اطلسی (برش غدد فوق خصوصا جهت دیدن ضایعا

 سلی مهم میباشد)

2_بازرسی زبان-

الف_لمس کردن زبان جهت بیماری اکتینو باسیلوسو...زخم .و تاول

(_برش طولی در سطح زیرین زبان جهت سیستی سرکوس بوویس وسارکوسیست

3-بازرسی ریه ها

مشاهده ظاهری.ملامسه وبرش عمیق وطولی درلب های چپ وراست ریه جهت بیماری پنومونی-کیست هیداتید

تومورها-سل ضایعات انگلی -انتراکوز

جهت تشخیص بیماری سل برش غدد لنفاوی ضروری میباشد

4-بازرسی قلب:

  الف-مشاهده سطح پریکارد جهت پریکاردیت.ابسه.کیست. سیستی سرکوس.وتومورها



photo-0012.jpg





ب:برش طولی بطن های چپ وراست ودیوار بیندر بطن به ویژه جهت سیستی سرکوس


photo-0005.jpg





ج-وجودخون در بطن چپ نشانه خستگی.نارسایی شدید قلبی. مسمومیت ویااغما دامدر هنگام کشتار ویا خونگیری ناقص است

د-شل وول بودن عضلات قلب نشانه بیماری میباشد.

قضا وت سيستي سركوس :

از مهم تريناز ضايعات انگلي در بازرسي گوشت به شمار ميايد.نوزاد كرم تنيا ساژيناتادر گاوسيستي سركوس

بويس ودر گوسفند سيستي سركوس اويس ودر خوك سيستي سركوس سلولوزه گويند.

براي مشاهده سيستي سركوس بايستي روي عضله جوشي،عضله سردست،وعضله قلب(يك برش در دهليز

چپ ووبطن چپ يك برش در دهليز راست وبطن راست،ويك برش در ديواره مياني قلب)ووجود سيستس

سركوس حتي يك عددضبط اندام (سر وقلب)به صورت موضعي واگر لاشه الوده نباشد به سرد خانه انتقال مييابد

 ودر صورت الودگي شديد ضبط كامل لاشه الزامي است ودر صورت انتقال به سرد خانه بايستي حدود سه

هفتهدر دماي 7 درجه نگهداري گردد اين كار باعث عقيم شدن نوزاد گشته وسپس به لاشه اجازه مصرف

مشروط داده ميشود

 

بازرسی کبد

1-بررسی ظاهری و سطوح داخلی وخارجی کبد :

در این حالت تغییرات رنگ ,حجم,دانه های نکروزه و......مورد بررسی قرار میگیرد

2-لمس کلیه سطوح کبد :

از نظر لبه ها که بایستی باریک ونازک باشد در حالاتی که لبه ها تیز ومدور نیستند دام در گیر بیماری

میباشد

از نظر قوام وسفتی وشلی نسج کبد . در موارد غیر طبیعی ضایعات , اکتینو باسیلوز, تومورها  ,ابسه

ها,کیست های ظاهری ومشخص (هیداتیک , سیروز , سیستی سرک و....) در کبد وجود دارند

از نظر چسبندگی و وضعیت مجاری صفراوی......


3-برش های لازم در بازرسی مجاری صفراوی

یک برش به طول 10 سانتی میرعمود بر محور طولی وبزرگ کبد در قسمت باریک لبه

یک برش در زاویه بین قطعه چه اشپیگل وکبد

پس از برش, مجرای صفراوی باز شده و درصورت مشاهده انگل های دیکرو سیلیوم

 ا نگل فاسیولا,سیستی سرکوس.

 

انگل دیکرو سیلیوم در کبد گوسفند



 


 

 

 ا نگل فاسیولاحذف کبد و در صورتی که توام با لاغری شدید یا خیز عمومی باشد ، حذف کلی انجام می شود.

کیست هیداتید

این کیست معمولا" در کبد ، ریه ، کلیه ،‌طحال وندرتا در مغز استخوان ها و عضلات دیده می شود .

قضاوت:حذف ارگان های آلوده

 



دیکروسیلییوم

این انگل که طول آن در حدود 8-4 میلی متر است ،‌در مجاری صفراوی کبد دیه می شود و موجب ضایعات کبدی

می گردد ولی ضایعات حاصله از آن نسبت به انگل کپلک کمتراست .

قضاوت:

حذف کبد و درصورتی که توام با لاغری مفرط یا خیز عمومی باشد ،‌کل لاشه حذف می شود .








بازرسی طحال-:

الفـ :رنگ ـاندازه ـمیزان سفتی ـشلیـوضایعات عمقی

ب:برش  به طول ۵ سانتی متر روی طحال

ج:بررسی طحال از لحاظ بیماری شاربن وبیماری های انگلی

بازرسی روده ومعده:

الف :بازرسی روده از لحاظ رنگ .حجم ووضع رگ های خونی

ب:بازرسی گره های لنفاوی(با چاقو برش موازی در گره لنفاوی داده میشود. ضمنا غدد لنفاوی در توده چربی قرار دارد)جهت تشخیص بیمای سل

پستان:

الف :شکاف دادن وبازرسی غددلنفاوی(gsupramammary lymph node)جهت تشخیص بیماری سل

 

 

بازرسي پستان:

پستان معمولاپس از پوست كندن از لاشه جداشده و جهت بازرسي به چنگك آويزان ميگردد.روش

 بازرسي به اين صورت مي باشد كه پس از مشاهده با لمس كردن سفتي يا شلي و يا آبسه هاي

 چركي ورمهاي پستان و غيره تشخيص داده ميشود.جهت تشخيص  بيماري سل بايستي درگره هاي

 لنفاوي پستان را شكاف داد.درصورت ورم پستان احتمال آلودگي گوشت به ميكروبهاي بيماريزا وجود دارد.

 

   كليه ها:

جهت بازرسي كليه بايستي كليه را از كپسول جدا كرد  در بيماري سالمونلوز كانون هاي خونريزي و رنگ

 پريدگي هاي سطح كليه بسيار مهم ميباشد .  بالمس ْميتوان از شلي وسفتي نسج كليه ها اطمينان

 حاصل كردودر صورت لزوم كليه ها را برش داد .ونواحي قشري ومياني لگنچه را مورد معاينه قرار داده براي

 جستجوي ضايعات سلي بايد گره هاي لنفاوي كليه را شكافت براي يافتن گره هاي لنفاوي درگاو بايد

 انگشت سبابه چب را داخل سرخرگ كليوي ( Art.renalis)نموده وكمي انرا بكشيد ضمنا اين گره ها

 حدود دو سانتيمتربالاي ان قرار دارد.سپس با چاقوگره ها را شكاف داده ومورد برسي قرار

 ميدهيم .تغييررنگ و حجم از ديگر ضايعات كليه ميباشد.

 

 بازرسي لاشه

    لاشه:

پس از خارج شدن اعضاء حفره شكمي و شقه شدن لاشه معاينه دو نيمه لاشه انجام ميگيرد.

عوارضي مانند تورم مفاصل آبسه هاي عمقي كيستهاي بين عضلاني پرخوني و تغيير رنگ ماهيچه ها و يا چربيها و ضرب خوردگي و كوفتگي از موارد عوارض لاشه ميباشد.

ضمنا يك علت عمده اجباري بودن شقه كردن در گاو بازرسي استخوانهاي ستون فقرات خصوصا بيماري سل ميباشد.

بازرسي مقاطع اسفنجي ستون فقرات و استخوان سينه از اهميت خاصي برخوردار ميباشد.

 

 

    مفاصل:

مفاصل در صورت تورم مفاصل بايد كيسه مفصلي را بازكرده و مايع مفصلي را بازكرده و مورد معاينه قرار

 دهيم و در صورتيكه تورم در چند مفصل شايع شود.دليل بر عفونت عمومي لاشه بودو در غيراين صورت

 تورم در يك مفصل به نوعي مفصلي مزمن پي برد.

 

 

    حفره هاي دروني و ديافراگم:

براي حفره هاي دروني و ديافراگم بايدسطح داخلي لاشه وحفره سينه اي وشكمي به دقت بازرسي

 شود.و جهت ضايعات سلي رنگ دانه تومور و عوارض چسبندگي اهميت دارند.

جهت بيماري سيستي سركوز و ساركوسپورديوز بايد پرده ديافراگم را لمس ودرصورت لزوم چند شكاف به آن داد.

براي بيماري سل سطح دنده ها را نيز مورد معاينه قرار دهيم.

 

 

    بافت عضلاني و پيوندي:

لمس بافتهاي عضلاني و پيوندي و در صورت لزوم شكافها نيزبه آن وارد كنيم و لاشه از نظر تغيير رنگ

سفتي شلي و وجود انگلها و ضايعات ميكروبي بررسي ميكنيم.

 

     بازرسي غدد لنفاوي در گاو:

الف: غدد لنفاوي تحت فكي Mandibular or Submaxilaris محل اين غده پنج سانتيمتر جلوترازنقطه اي

است كه فك پايين به طرف بالا انحنا دارد. وظيفه آن لنف نواحي پوزه لب گونه سقف دهان بخشي از

بيني و لثه فك غده بزاقي بناگوشي و زيرزباني و قسمت قدامي زبان را دريافت ميكند.

ب: غدد لنفاوي بناگوشي Parotid

محل آن سه سانتيمترپايين تراز سوراخ گوش و در عضله جوشي قرار دارد و لنف قسمتي از عضلات سر

 گوش گونه و غدد بزاقي بناگوش را دريافت ميكنن.

 

ج : گره لنفاوي عقب حلق Retropharengeal

محل اين غدد در دوطرف حلق در محل اتصال استخوان هايوئيد به سر قرار دارد و وظيفه آن دريافت لنف

 نواحي زبان كف دهان قسمتي از لثه و سقف دهان حلق حنجره غدد بزاقي بناگوشي و

 زيرزباني،قسمت خلفي حفره سينه و قسمتي از عضلات سر ميباشد.

د: غدد لنفاوي پيش كتفي Prescapular

محل اين غده در قسمت خارجي لاشه و در حدود يك كف دست جلوي مفصل شانه قرار دارد و وظيفه آن

 دريافت لنف پوست گردن شانه قسمتي از سطح شكمي و جانبي سينه عضلات شانه عضلات دست و

 مافصل شانه ميباشد.

 

ه: غدد لنفاوي گردني

محل اين غده در ناحيه وسط گردن در دوطرف ناي ميباشد.

و: غدد لنفاوي زيربغل

اين غدد لنف استخوانها عضلات و مفاصل دست را دريافت ميكنندو محل آن بين كتف و دنده اول و دوم

 بعضي در ناحيه مياني فاصله بين ستون مهره ها و جناغ سينه قرار گيرند.

ل: غدد لنفاوي مدياستينال

محل اين غده در فضاي ميان سينه قرار داردو وظيفه آن دريافت لنف نواحي لوله مري و ريه ها مدياستينال

 جدارسينه جني صفاق قلب ديافراگم و گره هاي بين دنده اي را دريافت ميكند.

م: غدد لنفاوي كشاله ران

در سطح خارجي لاشه تقريبا 18 ساتيمتر پايين تر از انتهاي عضلات ران قرار دارد و اين غده لنف نواحي

 پوست شكم لگن ران و بندرت غدد لنفاوي فوق پستاني را دريافت ميكند.

ن: غدد لنفاوي پس زانويي

محل اين غدد در مركز عضلات دوسر ران قرار داشته و عمدتا لنف قسمت پاهارا دريافت ميكنند.

ح: غدد لنفاوي مغابنيinguineal

در حيوانات ماده در بالا و پشت پستان قرار داسشته  و در حيوانات نر در پوشش چربي         ناحيه گردن

 بيضه قرار داشتهاست. اين غده لنف قسمتي از پاها و در دام نر كتف كيسه بيضه و در دام ماده لنف

 پستان را درياقت ميكندو اين غده دردام ماده فوق پستاني ميباشد.

خ: غدد لنفاوي ايلياك

ژ : غدد لنفاوي احشايي

كه عبارتند از

غدد لنفاوي معدي .

غدد لنفاوي لبه اي 

غدد لنفاوي طحالي

غدد لنفاوي كليه

غدد لنفاوي روده اي

اهميت بازرسي غدد لنفاوي بيشتر به منظور تشخيص بيماريها و ضايعات موضعي وعمدي در بدن دام ميباشد.

بازرس بايد غدد لنفاوي را پيدا كند.پس از مشاهده لمس نموده و نهايتا بشكافد هر گونه تغيير رنگ حج

 و سايرعوارض پاتولوژيك را مدنظر قرار دهد.

 

 

 

 

 

رنگ گوشت و بوی گوشت

رنگ گوشت :

دامنه تغييرات رنگ گوشت در گوشتهاي عمل آوري شده از قرمز روشن تا خاكستري روشن متفاوت بوده و مهمترين  عامل از ديد مصرف كننده ميباشد.خوشبختانه ميشود با آگاهي از روند فعل و انفعالات شيميايي اقدام به كنترل رنگ گوشت كرد ولي در هر حال رنگ گوشت وابسته به ميوگلوبين است كه بسته به نحوه تشكيل و تركيبات آن رنگ هاي متفاوتي توليد ميشود.

ميوگلوبين يك پروتئين محلول در آب است كه وظيفه حمل و ذخيره اكسيژن را در فعاليتهاي هوازي عضلات عمده دارا است و متشكل از يك قسمت پروتئيني و يك قسمت غيرپروتئيني حلقه مانند با مركزيت آهن است. آهن نقش اصلي در رنگ گوشت دارد و بسته به اينكه آهن با آب‏ ، اكسيژن و نيتريك اكسيد تركيب شود رنگهاي متفاوتي توليد ميشود.

مقدارميوگلوبين در گوشت برحسب نوع عضله از نظر فعاليت و سن دام متفاوت است.هرچه سن دام و فعاليت آن بيشتر باشد ميوگلوبين بيشتر و گوشت تيره تر ميشود و متلا رنگ گوشت گاو غليظ تر از بره و خوك است.

واكنش هاي رنگ گوشت :

به محض برش خوردن گوشت (حتي گوشت تيره) رنگ سطح برش خورده سريعا به اصطلاح گل ميكند كه بسيار خوشايند است. دليل آن حضور اكسيژن و تركيب آن با ميوگلوبين و توليد اكسي ميوگلوبين ميباشد.ميوگلوبين و اكسي ميوگلوبين قابليت از دست دادن الكترون و به عبارتي اكسيداسيون هستند كه منجر به مت ميوگلوبين و رنگ قهوه اي ميشود. نتيجه اينكه رنگ گوشت از قرمز روشن تا قهوه اي تيره تغيير ميكند ميوگلوبين ، مت ميوگلوبين و اكسي ميوگلوبين قابليت تبديل شدن به همديگر را دارند ولي رنگدانه اي كه پس از پخته شدن گوشت بنام مت هموگلوبين دنچوره شده تشكيل ميشود و ديگر قابل تغييرنيست و رنگ ثابت است.

بقا رنگ گوشت تازه يا اكسي ميوگلوبين بر روي گوشت نياز به شرايط بهداشتي دارد.

رنگ گوشت در حالت وكيوم تيره است ولي به محض بازشدن بسته رنگ قرمز روشن درمي آيد و دليل آن نبود اكسيژن در داخل وكيوم است. 

 

 

در دام زنده و گوشت خام رنگدانه ها در حالت تعادل هستند ولي در گوشت اين تعادل به هم ميخورد.

ميوگلوبين با از دست دادن اكسيژن به مت ميوگلوبين تبديل ميشود.

اكسي ميوگلوبين با اكسيداسيون به مت ميوگلوبين تبديل ميشود.

ميوگلوبين با اخذ اكسيژن به اكسي ميوگلوبين تبديل ميشود.

 

 

اثر ‍‍‍‍pH  بر رنگ گوشت :

سرعت و مقدار كاهش pH پس از مرگ دام تاثير مستقيم روي رنگ گوشت دارد. در مدت 24 ساعت پس از كشتار pH گوشت از 7-7.2 تا 5.4-5.8 كاهش پيدا ميكند. اگر در عرض 45 دقيقه پس از كشتار ميزان كاهش pH از 7.2 به 5.5 باشد گوشتي به نام PSE خواهيم داشت. هر چه رنگ گوشت روشنتر باشد pHنيز پايين تر است و برعكس اگر pHپس از كشتار كاهش پيدا نكند و يا خيلي كم باشد رنگ گوشت تيره خواهد شد.

تغييرات رنگ در حالت PSE , DFD  ناشي از ساختار عضلات است برخي از اين تغيرات ساختاري ناشي از اكسيژناسيون ميوگلوبين است.تغييرات  pH باعث تغيير بار الكتريكي پروتئينها ميشود اين موضوع باعث تغيير فضاي بين رشته هاي عضلاني ميشود و اين تغيير فضا و ساختار باعث تغيير نور منعكس شده و در نتيجه رنگ مورد مشاهده ميشود. pHنهايي بالا بر روي يكساني رنگ گوشت تازه بواسطه اثر بر روي فعاليت آنزيمي و ميزان اكسيژناسيون موثر واقع ميشود. آنزيمهاي احيا براي تبديل مت ميوگلوبين به اكسي ميوگلوبين لازم هستند pH نهايي بالا باعث شكل سطح گوشت و عدم نفوذ اكسيژن به داخل آن و در نتيجه كاهش اكسيژناسيون ميشود.

از ديگر عوامل موثر بر رنگ گوشت تازه فاصله زمان پس از كشتار است كه هرچه بيشتر باشد به دليل كاهش كوفاكتورهاي احياكننده مت ميوگلوبين، ثبات رنگ گوشت كمتر ميشود.چنين مسئله اي در گوشت منجمد هم  ديده ميشود. فراورده هاي تهيه شده از گوشت منجمد معمولا تيره هستند.

مدت زمان نگهداري و دماي نگهداري نيز تاثير بزرگي روي ثبات رنگ دارد با افزايش زمان نگهداري ثبات رنگ كم ميشود البته دماي نگهداري بيشتر اثر دارد. گوشت تازه وفراورده هاي گوشتي براي ماندگاري بيشتر و از نظر بهداشتي بايد در 1.5- درجه سانتيگراد باشد.

كاهش اندازه قطعات و مخلوط كردن گوشت به علت نفوذ هوا در داخل گوشت و حضور اكسيژن بيشتر باعث رنگ روشن گوشت چرخ كرده ميشودو تشكيل مت ميوگلوبين را به تاخير مي اندازد.

 

 

رنگدانه گوشت پخته شده :

در طول پخت ميوگلوبين و مت ميوگلوبين دنچوره يا تخريب ميشود و چون كل رنگدانه ها همزمان به يك اندازه متاثر از دما نيستند بنابراين در دماهاي مختلف رنگدانه هاي مختلفي مشاهده ميشود.

مت ميوگلوبين تخريب شده به رنگ قهوه اي مشخص است. در صورت بالا بودن pH دماي زيادي جهت پخت لازم است. چنين گوشتي در حالت نپخته به رنگ قرمز تيره تا ارغواني دارد و به زمان زيادي براي پخت نياز دارد.

 

رنگ گوشت عمل آوري شده:

از زمان قديم جهت نگداري گوشت از روشهاي متفاوتي استفاده شده است امروزه بيشتر جهت طعم دادن از استانداردهاي مختلف استفاده ميشود. فراورده هاي عمل آوري شده رنگ صورتي نسبتا پايداري دارند براي ايجاد چنين رنگي نيتريت سديم را به سطح گوشت ميمالند و يا داخل گوشت و فراورده هاي آن تزريق ميكند.

نيتريت در آب به نيتروزاسيد و اسيدنيتريك تبديل ميشود كه به داخل گوشت رفته و تشكيل نيتريك اكسيد ميوگلوبين ميدهد.اين رنگدانه در پخت ثبات ندارد ولي رنگدانه فراورده هاي عمل آوري شده در واقع نيتروزيل هموكروم است كه بسيار باثبات است و به نور ، اكسيژن و دما حساس بوده و به اين دليل است كه فراورده هاي عمل آوري شده در پوشش تيره و وكيوم نگهداري ميشود.

رنگ خاكستري يا سبز در فراورده هاي گوشتي ميتواند ناشي از آلودگي ظرف دستگاهها و يا بقا تركيبات فلزي باشد.

دامهاي پير گوشت سفت تر و اكسيداسيون ميوگلوبين شديدتر دارند.

 

بوهاي غير طبيعي در گوشت:

بوهاي غير طبيعي كه بعداز كشتار استشمام ميشود ممكن است بدلايل ذيل باشد

1.    مصرف پودرماهي (آردماهي) در صورتي كه 6هفته قبل از كشتار اين نوع تغذيه حذف نگردد لاشه بوي پودر ماهي ميدهدو داراي گوشت نامرغوب ميباشد.گاوهايي كه با شلغم تغذيه شده باشندويك هفته قبل از كشتار حذف نگردد اكثرا لاشه بوي شلغم ميدهد.درگوسفندبندرت لاشه بوي شلغم ميدهدولي مصرف چغندر تخميير شده در جيره گوسفندباعث ايجادترشيدگي ومزه صابون در گوشت ان خواهد شد.

2.    . مصرف مواد دارويي مانند روغن برزك تربانتين هيدرات دوهيدرات دوكلرال برم اتر كلرفرم عصاره هاي معطر آمونياك سولفات منيزيم و.... در صورتيكه درمان دارويي بصورت عمومي و سيستميك باشد لاشه ضبط ميشود ولي اگر درمان بصورت موضعي باشد و فاصله بين مصرف دارو و كشتار رعايت شود لاشه و احشا تاييد ميشود.

3.    در گاوهاي مبتلا به كتوز از عضلات بوي شيرين استون متسع ميشود

4.    در گاوهاي مبتلا به تب شير در صورتيكه درمان موفقيت آميز نباشد ممكن است بوي استن در بافت هاي همبند چربي كليه و عضلات احساس شود.

5.    دامهاي تب دار و يا دامهاي كه بلافاصله پس از زايمان كشتار ميشوند در اثر وجود مقدار زيادي استن در ماهيچه بوي زننده اي ميدهد. به منظور تشخيص لاشه هاي كه بوي استن ميدهند از آزمايش رترا استفاده ميشود.براي انجام آزمايش ابتدا 10 گرم گوشت رادريك لوله آزمايش كه حاوي 15 سي سي آب است قرار داده و سپس يك قاشق چايخوري از معرف روترا به آن اضافه و لوله آزمايش را به خوبي تكان ميدهند و به مدت 2-3 دقيقه صبر نموده و چنانچه محتوي لوله آزمايش به رنگ ارغواني در آمده دليل بر وجود استون است و لاشه مدنظر بايستي ضبط شود.

6.    بوي مواد انباشته شده در كنار گوشت مانند بوي ميوه هاي رسيده كه جذب گوشت ميشود.

7.    اگر گوشت در اتاقي نگهداري ميشود كه جديدا رنگ آميزي شده ممكن است گوشت بوي رنگ را به خود بگيرد.در صورتيكه مشكوك بودن به بوهاي غيرطبيعي بايستي لاشه را ضبط و 24 ساعت بعد آزمايش جوشاندن را روي آن انجام ميدهيم در صورت مثبت بودن لاشه به بو آن را ضبط ميكنيم.

8.    دامهاي مبتلا به يبوست و نفخ بوي مدفوع را از خود متساعد ميكنند.

9.    بوي جنسي از دامهاي نر بويژه خوك و بز گاهي اوقات بوي زننده اي شبيه به ادرار به مشام ميرسد كه اين بو در گوشت به ويژه چربي پس از كشتار باقي ميماند و سبب كاهش ارزش گوشت ميشود.بوهاي جنسي در لاشه هاي مسن بيشتر بوده در خصوص بوي جنسي لاشه ها بايستي در سردخانه نگهداري شود و بصورت دوره اي بازبيني گردد در صورتيكه بو از بين رفته باشد كفايت ميكند ولي اگر پس از 48 ساعت بوي جنسي باقي ماند لاشه ضبط ميشود.

10.                       اگر لاشه با ادرار آغشته باشد در اثر پاره شدن مثانه در حين كشتار در اثر شستن از بين ميرود و اين گوشت قابل مصرف ميباشد ولي اگر اوره يا اسيداوريك وارد جريان عمومي خون شود و به عضلات و ساير بافتها ميرسد پس از آزمايش جوش نيز بوي ادرار به شام برسد لاشه حذف ميشود.

11.                       برخي از بيماريها مثل شاربن علامتي كه بوي خاصي از خود ميدهد.

12.                       بوي ناشي از گنديدگي هنگامي كه بافت نكروز مورد تهاجم باكتري هاي مولد فساد قرار گيرد اين بافت دچار قانقاريا يا گانگرن شده و از آن بوي ترشيدگي مشاهده ميشود.

 

 

 

 

 

 

ضايعات عمومي لاشه

ضايعات عمومي لاشه

 

1- لاغري

الف ) لاغري مرضي يا لاغري پاتولوزيك() عارضه ايي مزمن كه با آلوده شدن دام به بيماريهاي انگلي و يا ميكروبي مزمن ايجاد ميشود . ودر در بازرسي گوشت جهت شناسايي عوارض لاغري پاتولو›يك چهار عامل تشخيص ارئه شده .

اول : چربي ها كاملا  ژله ايي است وتكان ميخورد .

دوم : لاشه آبدارويامرطوب است

سوم : غده هاي لنفاوي متورم است

چهارم : كم رنگي رنگ گوشت و و تحليل عضلات

براي تشخيص نوع گوشتهاي نا مرغوب لاشه ها به مدت 12 تا 24 ساعت در  پيش سرد و در دماي با لاي 0 درجه سانتي گراد  آويزان بماند و چنانچه لا شه خشك و با قوام گرديد ميتوان آن را مصرف گردد .

درصورتي كه لاشه خشك نشود ضبط تمامي لاشه الزامي است

.

ب ) لاشه هاي غير مرضي ويا لاغري فيزيو لوژيك و اغلب در حيوانات خيلي جوان ويا مسن اتفلق مي افتد و عواملي چون كم غذايي و دوشيدن بيش از حد شير از دام در آن نقش دارد .

 

چربي ها در لاغري غير مرضي رو به كاهش ميرود اما قوام و سختي خود را حفظ ميكنند .

د ر اين حالت لاشه را بين 12 تا 14 ساعت د رپيش سرد ودر دماي صفر درجه گذاشته ودر صورت .................. نسبت به بررسي و قضاوت نهايي اقدام ميشود . در صورت مناسب بودن لاشه درجه 2 محسوب شده و بايستي مورد مصرف صنعتي قرار گيرد.

2-خفگي:

به علت لگد مال شدن وازدحام زياد در هنگام حمل ونقل وشوك ايجاد ميشود

از دهان حيوان خون ويل خون كف الود خارج ميشود ودر معاينه پس از كشتار اندامهاي داخلي پر خون ميشوند.گوشت دام تيره وبد شكل است. وبه علت وجود خون وايجاد شرايط.........

 

بوهاي غير طبيعي در گوشت:

بوهاي غير طبيعي در گوشت:

بوهاي غير طبيعي كه بعداز كشتار استشمام ميشود ممكن است بدلايل ذيل باشد

1.    مصرف پودرماهي (آردماهي) در صورتي كه 6هفته قبل از كشتار اين نوع تغذيه حذف نگردد لاشه بوي پودر ماهي ميدهدو داراي گوشت نامرغوب ميباشد.گاوهايي كه با شلغم تغذيه شده باشندويك هفته قبل از كشتار حذف نگردد اكثرا لاشه بوي شلغم ميدهد.درگوسفندبندرت لاشه بوي شلغم ميدهدولي مصرف چغندر تخميير شده در جيره گوسفندباعث ايجادترشيدگي ومزه صابون در گوشت ان خواهد شد.

2.    . مصرف مواد دارويي مانند روغن برزك تربانتين هيدرات دوهيدرات دوكلرال برم اتر كلرفرم عصاره هاي معطر آمونياك سولفات منيزيم و.... در صورتيكه درمان دارويي بصورت عمومي و سيستميك باشد لاشه ضبط ميشود ولي اگر درمان بصورت موضعي باشد و فاصله بين مصرف دارو و كشتار رعايت شود لاشه و احشا تاييد ميشود.

3.    در گاوهاي مبتلا به كتوز از عضلات بوي شيرين استون متسع ميشود

4.    در گاوهاي مبتلا به تب شير در صورتيكه درمان موفقيت آميز نباشد ممكن است بوي استن در بافت هاي همبند چربي كليه و عضلات احساس شود.

5.    دامهاي تب دار و يا دامهاي كه بلافاصله پس از زايمان كشتار ميشوند در اثر وجود مقدار زيادي استن در ماهيچه بوي زننده اي ميدهد. به منظور تشخيص لاشه هاي كه بوي استن ميدهند از آزمايش رترا استفاده ميشود.براي انجام آزمايش ابتدا 10 گرم گوشت رادريك لوله آزمايش كه حاوي 15 سي سي آب است قرار داده و سپس يك قاشق چايخوري از معرف روترا به آن اضافه و لوله آزمايش را به خوبي تكان ميدهند و به مدت 2-3 دقيقه صبر نموده و چنانچه محتوي لوله آزمايش به رنگ ارغواني در آمده دليل بر وجود استون است و لاشه مدنظر بايستي ضبط شود.

6.    بوي مواد انباشته شده در كنار گوشت مانند بوي ميوه هاي رسيده كه جذب گوشت ميشود.

7.    اگر گوشت در اتاقي نگهداري ميشود كه جديدا رنگ آميزي شده ممكن است گوشت بوي رنگ را به خود بگيرد.در صورتيكه مشكوك بودن به بوهاي غيرطبيعي بايستي لاشه را ضبط و 24 ساعت بعد آزمايش جوشاندن را روي آن انجام ميدهيم در صورت مثبت بودن لاشه به بو آن را ضبط ميكنيم.

8.    دامهاي مبتلا به يبوست و نفخ بوي مدفوع را از خود متساعد ميكنند.

9.    بوي جنسي از دامهاي نر بويژه خوك و بز گاهي اوقات بوي زننده اي شبيه به ادرار به مشام ميرسد كه اين بو در گوشت به ويژه چربي پس از كشتار باقي ميماند و سبب كاهش ارزش گوشت ميشود.بوهاي جنسي در لاشه هاي مسن بيشتر بوده در خصوص بوي جنسي لاشه ها بايستي در سردخانه نگهداري شود و بصورت دوره اي بازبيني گردد در صورتيكه بو از بين رفته باشد كفايت ميكند ولي اگر پس از 48 ساعت بوي جنسي باقي ماند لاشه ضبط ميشود.

10.                       اگر لاشه با ادرار آغشته باشد در اثر پاره شدن مثانه در حين كشتار در اثر شستن از بين ميرود و اين گوشت قابل مصرف ميباشد ولي اگر اوره يا اسيداوريك وارد جريان عمومي خون شود و به عضلات و ساير بافتها ميرسد پس از آزمايش جوش نيز بوي ادرار به شام برسد لاشه حذف ميشود.

11.                       برخي از بيماريها مثل شاربن علامتي كه بوي خاصي از خود ميدهد.

12.                       بوي ناشي از گنديدگي هنگامي كه بافت نكروز مورد تهاجم باكتري هاي مولد فساد قرار گيرد اين بافت دچار قانقاريا يا گانگرن شده و از آن بوي ترشيدگي مشاهده ميشود.